منو ..بگیر.. از این روزای در به در
از این ..روزا .. از این شبای بی ثمر
منو.. ببر ..به خاطرات رفتمو
روزا.. یی که.. تو جا گذاشتی پشت سر
تو کو..چه ها.. نمیشه بی تو پرسه زد
خیا..بونا ..غریبو غم گرفته ان
کجا.. برم.. چرا نمیرسم به تو؟
کجا..یی پس.. چرا نمیرسی به من؟
حالا ..که نیستم ..اشکاتو کی پاک کنه
کی عا..شقونه.. مینویسه اسمتو
بدو..نه من ..هزار ساله دیگه هم
بدون.. کسی ..نمیشکنه طلسمه تو
چقدر ..حرف ..مونده و نمیشنوی
چقدر ..راه ..مونده و نمیکشم
ببین ..کجای ..قصه پس زدی منو
محا..له بی ..پناه تر ازین بشم
غریبگی ...نکن دلم غریبه نیست
همو..نه که.. برات ستاره چیده بود
بگو ..که یادته بگو که یادته
همون ...که گفتی از خدا رسیده بود
تو شو..نتو.. نمیسپری به هق هقم
نه میگی... عاشقی نه میگم عاشقم
نه تو.. دیگه.. برام اون عشق سابقی
نه من.. دیگه.. برات گل شقایقم...
بشنوید این آهنگ رو از پویا بیاتی

تصویر آخرین قبض موبایل پسر مشرقی
>سوال: پس زنگها برای که به صدا در می آیند !؟
>آگهی: یک عدد خط موبایل به فروش میرسد.اکازیون , در حد صفر! نه جنس مونث بهش زنگ میزده نه مذکر . مال یه آقای دکتر بوده حتی باش مطبم نمیرفته
>شایعه: قابل توجه خیل عظیمی (از جمله خودم) که در خیال خام ۸ تومن این مدت کلی sms فارسی فرستادن ; میگن مخابرات رسمن اعلام کرده سیستم ما مشکل داره واسه همین همه ی sms ها رو چه فارسی چه فینگلیش از دم ۲۳ تومن حساب میکنه! (البته طبیعیه..اینجا ایران است..)
>>شاید توی دنیا هیچ چیز به اندازه ی تندرستی اهمیت نداشته باشه. نعمت بزرگی که متاسفانه ما همیشه ازش غافلیم و نمیبینیمش! اگه امروز تونستی لیوان رو توی دستت بگیری و نیافتاد از دستت بشکنه.. اگه تونستی دهانتو باز کنی و آب بخوری.. اگه گیر نکرد یا به جای معده توی ریه ات نرفت.. اگه بعدش تونستی یه نفس راحت بکشی..و هزازان اگه ی دیگه.... بدون (بفهم!) که خوشبختی!

پروفسور استیفن هاوکینگ یکی از بزرگترین فیزیکدانان و کیهانشناسان معاصر که در اثر ALS به شدت تحلیل رفته و این بیماری را به نام او (بیماری هاوکینگ) نیز میشناسند.
پی نوشت جالب: پروفسور استیفن هاوکینگ اکنون ۶۱ سال داردو ظاهرا بیش از یک ربع قرن قاچاقی زندگی کرده است. البته اگر بتوان وضع کاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.! این بیماری اکنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مکان از صندلی چرخدار استفاده می کند و قدرت تحرک از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با این دو انگشت او می تواند دکمه های کامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد که اختصاصا برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند. و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می کند زیرا از سال ۱۹۸۵ قدرت تکلم خود را هم ازدست داده است. وی چندین بار در اثر عفونتهای تنفسی (که از علل اصلی مرگ در این بیماران است) تا یک قدمی وداع با زندگی پیش رفته و به طور معجزه آسایی زنده مانده است! یکی از شگفتیهای این آدم مفلوج و نحیف که به ظاهر باید موجودی تلخ و غمزده و منزوی باشد شوخ طبعی و شیطنت کودکانه اوست که بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش دیده می شود. در حالیکه اجزای چهره اش بی حرکت و فاقد هرگونه واکنش احساسی و عاطفی هستند اما چشمانش می درخشند. او بهیچوجه خودش را منزوی نکرده است. به کنسرت و پارک می رود. در رستوران غذا می خورد. در انجمن های دانشجویان شرکت می کند. و سر به سر شاگردانش که همیشه او را سوال پیچ می کنند می گذارد. وی تا کنون دوبار به سفر دور دنیا رفته و حتی از چین و دیوار باستانی آن دیدن کرده است! همچنین در صدها کنفرانس و سمینار علمی شرکت کرده است و به ایراد سخنرانی پرداخته است.پروفسور در اوایل دهه ی ۷۰ که کم کم علائم بیماری بر وی مستولی شده بود با جین وایلد ازدواج کرد که وی نقش فرشته نگهبانش را بر عهده گرفت.. او اکنون ۳ فرزند دارد.
شاید سالها طول بکشد تا صحت و سقم نظزیه های جدید استیفن هاوکینگ روشن شود زیرا آنقدر تازگی دارد که عجیب به نظر می رسد. اما عجیب تر از آن مغز این مرد است که این نظزیه پردازی ها و رهگشائیها از آن می تراود. او برای محاسبات طولانی و پیچیده ریاضی و نجومی خود حتی از نوشتن ارقام روی کاغذ محروم است و باید همه این عملیات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتایج را در حافظه اش نگهدارد بدینگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دکارت چون فکر می کند پس وجود دارد.
چند روز پیشا که توی فایلهای قدیمیم میگشتم چشمم خورد به یه شعرجالب که قبلنا از وبلاگ سابق پویا کپی برداری کرده بودم. دوباره خوندمو چون ازش خوشم اومد تصمیم گرفتم جهت تجدید خاطره و انبساط خاطر! یه بار دیگه اینجا بزارمش: (با اجازه پویا جون!)
با سلام خدمت تو...آره!..خودت!...جواب نده
من که خسّه نمی شم...بی خودی يابو آب نده!
من دارم قصه عشقمو به تو شعر می کنم
تو رو زوريم شده...سوار قاطر می کنم!
نمی دونم چه جوری....بايد تو رو راضی کنم
آخه با دو من سيبيل...چه طور تو رو نازی کنم؟!
يه روزی ديدم تو رو...چادر مشکی به سرت
انگاری باهات نبود....اون داداش نرّه خرت!
از همون روزا بودش که فهميدم خاطرخواتم
عاشق گريه هات و....ديوونه ی خنده هاتم!
ناراحت نشی يه وخت....ولی به چشم خواهری
آخر خوشگلی و...نازی و...خيلی جيگری!
تو حسابت از همه دخترای قرتی جداس!
چه قد آخه خواهش و منّت و آه و التماس؟!
يه سوال!...خدا وکيلی اين چشا کار کجاس؟
هر جا هس...کاشکی می شد بگم که تنها مال ماس!
منو می فروشی چرا...به چن تا بچّه بی مرام؟
شنيدم که اين روزا...يکّی ديگه اومده جام!
مگه سخته واسه من....مثّ اونا بشم برات
چی يه بچّه سوسول...بهتره از يه مرد لات؟
مگه اشکالی داره...لهجه من جاهليه؟
اونا برج نشينن و ......خونه ما کاگليه!
يه روزی سوسول می شم...آی خانوم سوسول پرست!
موهامو می بندم و...شلوار لی...گيتار به دست!
عشقمو به هر زبونی تو بخوای داد می زنم
مست می شم تو چشمات و دوباره فرياد می زنم:
بت می گم:دوست دارم!دوست دارم!دوست دارم!
(عاشقم...ديوونتم...خاطرخواتم!) در می يارم!
می تونم يه روز بيام با افه ی ترس و هراس
با ادب بهت بگم : خانوم شيک با کلاس!
می تونم داشته باشم افتخار آشنايی تون؟
شما دختر عمّه و ....منم که پسر دايی تون!
دو تايی با هم بريم يک گپ ساده بزنيم
حرف با کلاسی و فيس و افاده بزنيم!
بدشم...بدون ترسی از نگاه آدما
رديفای آخر سانسای صبح سينما.......!!!
بگذريم...عزيز دل!...قرتی برات نون نمی شه
واسه ليلی چشات...يه لحظه مجنون نمی شه!
اگه من بهت می گم : اوضاع من قاراشميشه!
اون می گه : عزيزم!...امشب توی چشمات آتيشه!
به خدا قلبی نمی زنه واست تالاپ تالاپ
توی اين همه قشنگيای نحس کافی شاپ!
چادر گلدارو سر کن تا بريم شابدوالعظيم
می تونيم يه گوشه تاس کباب مشتی بپزيم!
مگه فرقی می کنه؟....مهم دو تايی خوردنه
فرض کن اونجا رستوران با کلاس جردنه!
بدشم با هم می ريم قهوه خونه مشتی قلی
شلوار من پيلی دار و چادرت گل منگلی!
بابا عشقتو بچسب....کلاس کارو بی خيال
آخر سوسول بازی: قهر و طلاق و ضدّحال!
عاشقت غيرتی و لوطی بامرومی بود
هدفش چاکری و مخلصی و غولومی بود!
بد رقم دلم می خواست برات بيام تریپ لاو!
ولی حيف!...حساب نمی کنی منو به قدّ گاو!
يه کلوم...ختم کلوم ! آبجی خانوم ! پا نمی دی!
عمرمون تموم می شه و تو به من را نمی دی!
يه چيزی بگم....نخنديا !....بگی:خيلی خری!
می خوام اختيار کنم ضعيفه ای به همسری!

واسه ماهایی که تو این کشور تفریح و دلخوشی زیادی نداریم..

واسه ماهایی که به خاطر مسائل زندگی حال و آینده خیلی وقتا بی روحیه ایم..

خیلی شادی بخش و انرژی زاست وقتی تیم محبوب بچگیامون قهرمان میشه..اونم چه ه ه ه جوووری ی ی ی !

بچه ها مچکریم !


به خصوص محسن آقای گل و افشین امپراتورررر
و تسلیتی هم به استقلالیهای عزیز که امسال به رتبه ی غرور آفرین! سیزدهم نائل شدند!


نشدیم..!
سیستم نوین روشن کردن ویدئو پروجکشن در کلاسهای وطنی ! (عکس از کلاس بعدازظهر خودمون)